تبليغاتX
نگارستان - خاله خان باجی خارج نشین و حکایت خورده فرمایش ها

  

  خاله خان باجی خارج نشین و حکایت خورده فرمایش ها

 

 

مطالعه صفحه اول یکی از روزنامه های رسمی کشور در روز چهارشنبه 29 فروردین ماه فرصتی را فراهم کرد تا مقاله اخیر آقای مسعود بهنود روزنامه نگار ایرانی خارج نشین را از نظر بگذرانم.

پس از مطالعه این مطلب به نظرم رسید نکاتی در این مورد بنویسم .

خطاب به آقای بهنود که شاگردان و طرفدارانی در داخل مرزها دارند که خود و رسانه ها و پایگاه های در اختیارشان  را با سمت و سوی قلم ایشان  تنظیم می کنند و همچنین خطاب به روزنامه ای که عنوان خود را " صدا"  نامیده آن هم از جنس "عدالت".

البته در زمینه اجرای عدالت بی هیچ هزینه ای از وبلاگ های روزنامه نگاران خارج نشین به خرج رایگان  قلم آنان برای خود سرمقاله می سازد و یادداشت...

در این نوشته آقای بهنود که خود را روزنامه نگاری قوی و پر سابقه می داند، با ذکر حکایت " کدخدای ماسوله  ووام مسکن  " حکایت دولت فعلی را حکایت کدخدایی انحصار طلب به تصویر می کشد و در نهایت با چند جمله " عامه پسند بدون حتی کوچکترین پشتوانه منطقی و علمی " به نتیجه گیری های از قبل پیدای خود ماجرا را ختم و به عبارتی پیش بینی می کند.

من جمله عبارات به تحریر در آمده در این نوشته عبارتی است که خطاب به وزیر مسکن عنوان شده و آن این است که " باید گفت بخش خصوصی خوب است که سود بجوید ، همه خوب است سود بجویند پس چندی سود جو شویم و ..."  

جالب اینجاست که منظور اصلی از " همه " در این نوشته بانک ها و کمپانی های خصوصی است که با استفاده از روش های مدرن و تاکتیک های جدید و فرصت طلبانه  "ربا" در  جامعه پول مردم را با منت حاکی از مساعدت های انسان دوستانه به جیب می زنند و با یکسری محاسبات، کاسبکارانه در ازای پرداخت تسهیلات اندک فرد را تا چند نسل و خانه  و اتومبیل یا هر وسیله دیگر را تا صاحب دهم و یازدهم اش مقروض می سازند.

البته لازم به ذکر است این نوشته در دفاع از هیچ گروه و یا سیاستی نوشته نشده و صرفا قصد بر این است که به آقای بهنود و امثالهم که خارج از گود نشین های این کشور هستند، تقاضا شود تا اگر کمی حس میهن دوستی در وجودشان باقی است از  " لنگ اش کن " های مکرر بپرهیزند تا مریدان شان آن هم  جنس داخلی، راه رفته ایشان را دوباره بازنروند.

جسارتا به ایشان که مدعی است حدود چهارصد مصاحبه کرده و بيش از هزار گزارش در عرصه مطبوعات نوشته معروض می دارم حکایت خاله خان باجی و خورده فرمابش های از دور هیچ گرهی را که بازنمی کند به گره های دیگر کار جامعه می افزاید.

و اگر حرفی است که البته باید باشد،  در قالب ارائه راهکار منطقی و انتقاد معقول و صحیح، نمایانده شود،  نه نوشته هایی که " جسارتا" به نقل قول های پچ پچ مانند فالگیران و پیش گویی منجمان ناامید ماند.

ذکر این نکته بسادگی همین جمله است که عبارت بگذارید همه سود ببرند، اگر چه در وجه اول به ذهن خواننده احساس خوبی منتقل می کند اما چگونه است که نویسنده نمی داند، در هر معامله که کسی سود می گیرد، طرف مقابلی هم هست که آن سود را با عنوان ضرر متقبل می شود.

و این، در عرصه ربای مدرن رایج شده در سیستم مالی کشور به نحوی است که مرگ تدریجی وجود سرمایه در دست مردم عادی را به دنبال خواهد داشت.

و در آستانه روزی هستیم که  برای نوزادی که قصد به دنیا آمدن دارد وام می گیرند و کام نوزادان با قرض و قوله آن هم از جنس با بهره فلان و فلان درصد برمی دارند، تا دفترچه های قسط بخشی از زندگی روزمره انسان باشد تا صاحبان سرمایه تا همیشه خود را صاحب بخشی از سرمایه و حقوق ماهیانه کارمندان و کاسبان از طبقه متوسطه به پایین بدانند تا اینکه فرد همیشه بدهکار آخرین نفسش را به سینه فرو دهد و دفترچه های قسط را برای وراث به ارث بگذارد.

البته ذکر این نکته هم بد نیست که اساس نوشته کلمه صحیحی را می نمایاند اما اراده باطل بر آن شده است، نتیجه گیری نا صحیح و پنداری نا همگون چنانچه انحصار طلبی برای هیچ دولتی مناسب نیست و فرمان رهبری در اجرای اصل 44 نیز بر همین اساس صادر شده است.

اینکه احزاب و گروه ها گرانی مسکن و امثال آن را سوژه ای یابند  تا دولت را مقصر ماجرا دانند وهمچنان خوشحال باشند که بهانه ای یافت شده برای ادامه چانه زنی بر همین منوال  توهین به شعور و درک مردم و نوعی تحقیرآنان  است که در نتیجه اش هیچ صبحی نخواهد بود  مگر صبح روز سوم تیر ماه 84

چنانچه اگر تحت مانده وجدانی و احساس مسئولیتی در پنهان ترین ظرف درونی اینان باقی مانده ، راهکاری باید و فکری صحیح و راه چاره ای که در غیر این صورت سکوت افضل اعمال است و با آبروترین راه.

 

 

 

 

                                                              

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 21:2 توسط مصطفی آجرلو |